قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1893
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و چهل و پنجم از رحلت خير البشر در اين سال ، قرامطهء « 1 » هجر بر مدينهء عمان استيلا يافتند و قيصر به عزم تسخير آمد متوجّه آن ديار شد . و چون بعد از سعى و كوشش بسيار از گرفتن آن مأيوس گشت شروع در قتل و غارت نواحى آن شهر نموده و سيصد نفر را به قتل رسانيد و چهار صد كس را اسير گرفت . و از جمله وقايع اين سال ، يكى آن بود كه قريب به ده هزار كس از لشكر اهل خراسان به ولايت ركن الدّوله بويه درآمده اظهار آن نمودند كه مقصد ما غزو روم است و جهاد با آن طايفه . ركن الدّوله با ايشان در مقام اعزاز و اكرام آمده دقيقهاى از دقايق رعايت فروگذاشت نفرمود . امّا آن جماعت چون در خاطر خود خيال گرفتن ركن الدّوله داشتند بعد از دو سه روز به يك ناگاه متوجّه سراى ركن الدّوله گشتند . ركن الدّوله بر حقيقت حال اطلاع يافته در مقام مدافعهء ايشان درآمده اكثر ايشان را به قتل رسانيد و جماعتى ديگر روى به گريز نهاده بيرون رفتند . و در اين سال ، كار ابو عبد اللّه داعى از ولايت ديلم بالا گرفت و به واسطهء كثرت زهد و عبادت خلايق بسيار بر وى جمع شدند و او به اطراف بلاد اسلام مكتوبات نوشته مردم را به جهاد ترغيبات مىنمود . و در همين سال ، ميانهء سيف الدّوله و قيصر روم صلح واقع شد . و از جمله اسيرانى كه سيف الدّوله خلاص نمود يكى پسر عمّش بود ابو فراس بن سعيد بن حمدان و ديگر ابو الهيثم بن حفص بود . و از جمله وقايع اين سال آنكه معزّ الدّوله بويه به واسطهء آنكه شوكت
--> ( 1 ) . از فرق اسماعيلى و از غلاة اصحاب شخصى به نام قرمطويه يا كرمتويه كه قائل به امامت محمّد بن اسماعيل بن امام جعفر صادق و معتقد به زنده بودن و منتظر قيام او بود . اين فرقه مىگفتند كه نبوّت حضرت رسول بعد از غدير خم از آن حضرت سلب و نصيب حضرت علىّ بن أبى طالب گرديده است ؛ - فرق ، ص 61 ؛ ابن جوزى ، تلبيس ابليس ، ص 110 به نقل از خاندان نوبختى ، ص 261 .